دراین مدتی که نبودم دودوست ببسیارعزیز کیبوردهایشان راتیزکردند وشروع به نوشتن درعرصه وب آن هم ازنوع بلاگفایی کردند .هرچند که شروع نکرده بریده اندونشسته اندتا نفسی تازه کنند.
دوست آهنگسازم علاالدین حسینی باوبلاگ نگاه ورادمیدان شده وکارگردان خوش فکرواندیشه ورزجلیل سامان هم باوقت بودن.برای هردو عزیز موفق موفقیت بیشتر مسئلت دارم.ضمنا رضارجایی هم پس از۲۰۰سال ۳ماه که ازساقی نامه خم خمار میگذرد بروز کرده است وچه بروزکردنی. ضررنمیکنیداگرسربزنید
حدود4ماه است که به روزنکرده ام.شایدبرای خودم دلیل این تنبلی موجه باشد .این مدت رامشغول کاربرروی دوویدیوی مستندبودم که برایم مهم بودوبه نوعی ازارزوهای کوچکم بود که لابدباید بهشان میرسیدم.یکی ازآن دو درباره پل های تاریخی آذربایجان غربی بودودیگری درباره بادرنجبویه .الان که مشغول تدوین این دوکارهستم روزبه روزامیدوارترمیشوم که هردواین کارها زیبا وماندگارازآب درآیند.شانس بزرگی که درهردوکاربامن یاربودهمکاری بادوتصویربردارخوب حرفه ای بود.مستندبادرنجبویه رابابیژن رحمتی کارکردم .انانی که بیزن رامیشناسند میدانندکه اوبی نیاز ازهرتعریف وتوصیفی است.یک تصویربردارحرفه ای باخلق وخویی استثنایی، درکی عالی ازنوروتصویر،انرژی بی پایان وذوقی سلیم.درمقطعی تمرکزم به خاطر خلف وعده کسی که قول همکاری داده بود کاملا به هم ریخت وازادامه کارعاجز ماندم ودرحالی که ذهنیتم کاملا ازهم پاشیده بود بیزن ارامم کرد وخودش زحمت کارگردانی راکشید ونگذاشت که کاربخوابد تااینکه ارامشم رابازیافتم.والحق هم نماهای بسیارزیبایی گرفت .
اما مستندپل رابافرهادکنعانی کارکردم .فرهادبه اندازه بیژن شناخته شده نیست وچه خوشبخت بودم که بااین جواهر ناشناخته همکاری کردم.اما پشتکارش ودقت وحوصله اش درثبت تصاویری که قبلا درذهنش مجسم کرده است بسیلر ستودنی است.دراوج خستگی که حتی من هم حاضربودم عطای آن تصویر ایده آل رابه لقایش ببخشم وبه هر آنجه گرفته بودیم راضی بودم فرهاد کوتاه نمیامد وتا آنچه راکه لازم بود ضبط نمیکرد راضی نمیشد.سرکاربرروی پل "بش گوز"ساعتی دوربینش راخاموش کرد ودرزیر آفتاب داغ منتظرشدتاقطعه ای ابربیاید وپشت پل قرارگیرد وطبیعت یاری کردوابر مثل بازیگری که میزانسن رابه دفعات تمرین کرده یاشد آمدودرست همان جایی نشست که میخواستیم.درفاصله خاموشی دوربین ان اطراف پرسه میزدم تامگر زاویه زیبای دیگری برای استقراردوربین پیداکنم.به نظرم آمد که ازبالای کوهی که درآن نزدیکی بود میتوانیم نمای زیبایی بگیریم.بااینحال بخاطر خستگی مفرط خودم وبچه ها وهم اینکه مطمئن نبودم پس ازقبول زحمت صعود بتوانیم تصویر خوبی بگیریم یانه ؟چیزی نگفتم .اماگویا فرهاد ازنگاهم به کوه ذهنیتم راخوانده بودکهصرارکرد بالای کوه برویم ونمایی راکه میخواستیم بگیریم
تابستان خوبی بود. دوبرنامه ای راکه آرزوی ساختن شان راداشتم ساختم وشیرینی کارابادوتصویربردارحرفه ای رادرک کردم .
ازتمام کسای که درمدت نبودنم به من سرزدند ودیدند که درخانه نیستم ممنونمآماری دردست ندارم اما حدس میزنم که مناظره های تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری از پربییننده ترین برنامه های سیماست. والبته میتواند جزو مفیدترین هانیز باشد.قبول دارم که امکان بروز پاره ای بداخلاقی ها وبی اخلاقی هادراین برنامه ها وجوددارد اما همین نیز درمسیر شفاف سازی ورشد افکارعمومی مفیداست.وازبابت این ابتکار باید به ضرغامی تبریک گفت.
اما آنچه گفتنی است اینکه روزی که آقای ضرغامی دکتر پورحسین-مدیر شبکه 4سیما-را مامور اجرای این برنامه کرد –باتوجه به مراتب فضل ودانش ایشان - این انتظار وجودداشت که نقشی پررنگ دررونداجرای برنامه هاداشته باشد.بتواند ازخط قرمز ها حراست کتد،درموقع لزوم طلب سندومدرک کند،ونگذارد کاربه تخریب کسی بکشد.اما این انتظار بیجا بود .اقای پورحسین دراین برنامه نقشی بیش ازیک کرونومتر اجرانمی کند.حیف انهمه دانش که صرف چنین نقش کم رنگی شود.من نمیدانم چرازظرفیت ایشان اینقدر کم استفاده میشود.شاید به جای ایشان من یاهرکس دیگری بود اتفاقی نمی افتاد.
میماند فقط یک نکته که شاید دخالت زیاد مجری شائبه جانب داری ازیک کاندیدا راایجادکند.این شائبه به قطع ویقین ایجاد نمیشودمگر اینکه رسانه ملی نتوانسته باشد اعتماد جامعه راکسب کرده باشد.
سلام آقای جومونگ .امیدوارم حالتان خوب باشد وملا لی دروجودشریف نباشد.اگرازاحوال اینجانب وسایر هموطنان بپرسید بنده که مخلص جناب عالی وتمام اعضای گروه دامون هستم .هموطنان هم همگی دوست دار جناب عالی هستندوهرشنبه وسه شنبه مشتاقانه پای جعبه جادو می نشینند تا جمال مبارک جنابعالی ویاران راببینند ومرحبا بگویند وبرهرچه تسو وتسوئیان لعن ونفرین بفرستند.والبته بعضی هاهم بی ناموسی میکنند وبه خاطر تماشای جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشای سریال شما می نشینند.به من چه؟ مرا که توی قبر اونها نمیگذارند.غرض فقط این بودکه بگویم اینجا همه جور آدمی هست.
افای جومونگ من خیلی خوشحالم که سریال شمارا تلویزیون ما نشان میدهد.اخه میدانید؟ماتوی سرزمین بزرگ مان اصلا آدمی مثل شمانداریم.نه درتاریخ مان نه درقصه هاوافسانه هامان مثل شما نداریم.به همین جهت دیدن شجاعت های شما ،درستی شما ،کاردانی شما برایمان لذت بخش است .چه کسی میتواند سه تاتیردرکمان بگذارد وهرسه رابه هدف بزند؟چه کسی میتواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمی مثل تسورابه دست بیاورد؟چه کسی میتواند یک تنه به وسط یک فوج بزند وهمه راازدم تیغ بگذراند؟این کار فقط وفقط ازجنابعالی برمیاید.عموی پدرم میگوید رستم زور صدتا جومونگ راداشته است.ولش کنید لطفا. پیراست وهذیان میبافد .کلی هم اسم های اجغ وجغ مثل گیو وگودرز وسیاوش وبیزن وکیخسرو واینها پشت سرهم ردیف میکند که مثلا اینها اساطیر مایند .من که جدی اش نمیگیرم اگرآنهااسطوره بودند، اگر ازجنابعالی سرتربودندچراصداسیمای ما ازشان فیلم نمیسازد؟مگررستم همانی نبودکه چند وقت پیش ها یک سریالی ازش نشون داد؟اونکه اصلا لاجون بود.فقط حرف میزد .اگر اسطوره ما اون بود مااصلا اسطوره نخواستیم.
داداشم دیروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاریخشون میگفت که ما یه ستارخانی داریم که مثل جومونگ افسانه نیست وواقعی است وتازه از جومونگ هم چیزی کم نداره .وکلی ازشجاعت وکاردرستی اش گفت .گفتم داداشم گوش کن.من هم ستارخان راخوب میشناسم.همونی یه که اسمش رو خیابون دایی اینهاست . اما اگه کارش درست بود لابد یه فیلمی، سریالی چیزی ازش میساختند. بدکه نگفتم .خلاصه اینجاهرروز یه اسطوره علم میکنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمیشه.یک روز ازکور اوغلی میگویند یک روز ازرییس علی وروزی دیگر ازیکی دیگر. اماگوش من بدهکاراین حرفهانیست .من فقط مخلص جومونگم وغیرجنابعالی اسطوره ای ندارم.دور دور جومونگ است وبس.
ازقول من وبچه های محل به حضور رییس موپالمو وموسونگ وامپراطور مادر گرامی وهمسر محترم وان یکی ها که اسمشان رانمیدانم -ازبس که اسم هاشان سخت است- سلام برسان.خبرگزاری انتخاب اظهارات یک کارگردان سینمارا منعکس کرده است درباره سریال مرددوهزارچهره. من که زیاد جدی نگرفتم .مگراینکه صحت این صحبت ها بهدترهااثبات شود .بخوانید شایدشماها جدی گرفتید
خبرگزاري انتخاب :کپیرایت یا حقوق مادی و معنوی خالقان و صاحبان آثار هنری سالهاست که در کشور ما به صورت یک مسئله و مشکل حل ناشدنی درآمده است. ... آنهایی که برنامههای روتین و «از تولید به مصرف» را در اختیار دارند از این امتیاز به شکل همه جانبهای استفاده و گاه سوء استفاده میکنند! آنها چون به پخش نزدیکتر هستند، طرح یا فیلمنامه سرقت شده را بلافاصله وارد پروسه تولید و پخش کرده و به این ترتیب آن را «مال خود» میکنند!!
خبرگزاری انتخاب:
««محمد رضا اعلامی» با ارسال نامهای از «مهران مدیری» گله کرد که عین نامه اعلامی در ادامه میآید:
کپیرایت یا حقوق مادی و معنوی خالقان و صاحبان آثار هنری سالهاست که در کشور ما به صورت یک مسئله و مشکل حل ناشدنی درآمده است. ... آنهایی که برنامههای روتین و «از تولید به مصرف» را در اختیار دارند از این امتیاز به شکل همه جانبهای استفاده و گاه سوء استفاده میکنند! آنها چون به پخش نزدیکتر هستند، طرح یا فیلمنامه سرقت شده را بلافاصله وارد پروسه تولید و پخش کرده و به این ترتیب آن را «مال خود» میکنند!!
آخرین نمونه چنین رویدادی در همین اواخر برای نگارنده اتفاق افتاد و کلیت یک فیلمنامه اینجانب (به همراه بسیاری جزییات و حتی دیالوگهای آن) از سریال آقای «مهران مدیری» با نام «مرد دوهزار چهره» سردرآورد!
همینجا بگویم که من آقای مدیری را مسئول این ماجرا نمی دانم. چرا که او با اعتماد به نویسندههای خود، طرحها و نوشتههای آنها را کار میکند و به عنوان یک کارگردان میدانم که در چنین شرایطی با وجود «تعجیل و استرس» رساندن کار به پخش نمیتوان خیلی به او ایراد گرفت. مسئولیت این قضیه صرفا با نویسندگان و کسانی است که فیلمنامه ما را به عناوین مختلف (احتمالا به عنوان طرح و کنسه خودشان) به دست او رساندهاند!
ماجرا به این صورت است که از حدود یک سال پیش به دعوت یکی از تهیهکنندگان مرتبط با شبکه اول سیما آقای محمدرضا ایزدییکتا شروع به نگارش فیلمنامهای به نام «آدمهای کوکی» نمودم قصه اولیه این تله فیلم که نوشته اقای شاهرخ دستور تبار بود درباره فال و فالگیری و معضلاتی بود که این پدیده در جامعه ما به وجود میآورد. بنده آن قصه را نپسندیدم و با موافقت تهیه کننده و شبکه اول (به عنوان مالک اثر) با حفظ زمینه قصه کلیت آن را تغییر داده و قصه دیگری برای تولید نوشتم. این فیلمنامه بعد از طی مراحل مختلف تأیید شده و «کد تولید» گرفت و بالاخره در زمستان گذشته به کارگردانی خودم ساخته شده و هم اکنون در مرحله صداگذاری است.
چند شب پیش که به اتفاق چند نفر از همکاران همین پروژه مشغول تماشای برنامه آقای مدیری بودیم همگی با تعجب و ناباوری به هم نگاه کردیم و نمیدانستیم چه بگوییم: کلیت داستان تله فیلم آدمهای کوکی به اضافه بسیاری از دیالوگها و جزییات این فیلمنامه، بدون کم و کاست از برنامه آقای مدیری سر درآورده بودند!! هر چه زمان میگذشت مقدار بیشتر و بیشتری از فیلمنامه ما عین به عین در این برنامه تکرار میشد البته به شکلی هزل آلود و کاملا بیربط و نچسب! انگار صفحاتی از یک فیلمنامه را بدون مقدمه داخل فیلمنامه دیگری آورده باشند. فردای آن روز هم این ماجرا ادامه داشت و بخشهای باز هم بیشتری از قصه و دیالوگهای فیلم ما در سریال مرد دوهزار چهره مورد استفاده قرار گرفت.
من و همکارانم در شوک و حیرت فرو رفتیم و بعد که کمی از شوک بیرون آمدیم این پرسشها در ذهن و زبان همه قرار داشت: چطور چنین چیزی ممکن است؟! و حالا ما چه باید بکنیم؟!
نویسنده این قسمتها، خشایار الوند، دوست خودم و برادر دوست قبلیام سیروس الوند بود. آیا میتوان تمام این ماجرا را یک «توارد» و ذهنیت مشترک دانست؟
اما به قول تمام دست اندرکاران فیلم آدمهای کوکی میزان هم شکلی و یکی بودن دیالوگها و حتی ارقام و اعداد ذکر شده در قصه نمیتواند فقط یک اتفاق و توارد باشد به هر حال آنچه روی داده است باعث شده که تازگی و بداعت فیلمنامه و تله فیلم ما و حق و حقوق مادی و معنوی آن، به کلی از دست برود چه کسی مسئول این حق کشی است و ما باید به چه کسی و به کجا شکایت بریم؟!
من از خشایار الوند و بقیه کسانی که در این ماجرا نقش داشتهاند، به شدت گله مند هستم و حق خود را برای پیگیری این قضیه محفوظ میدانم.
رفتید.
ضرب المثلی درزبان ترکی هست بااین مضمون که "حرف راکه زمین بیندازی صاحبش برمیدارد". یعنی اگر کنایه ای میان جمعی به کارگیری ، آنکه مورد اشاره است خود متوجه کنایه میشود وواکنش نشان میدهد. مثلااگر درمیان جمعی –که یکی شان دزداست - واردشوی وخبر ازدزد گیری بدهی فقط آن که دزداست واکنش نشان میدهد. ولطیفه ای است قدیمی که روستایی ساده دلی به ملای ده مراجعه میکند وازدزدیده شدن اردکش شکایت میکند.ملا میگوید که اهل ده رادرمسجد جمع کن من دزدراخواهم یافت. ملا به منبر میرودوپس ازمقدمه چینی های معمول میگوید که هرکس اردکی بدزدد آن اردک در مسجد میاید وروی کله دزد می نشیند. ناگاه یکی از حاضرین دستش رابالای سر میبرد ودنبال اردک میگردد وملا به این خدعه دزد راپیدا میکند.غرض از این مقدمه چیدن ماجرای نیش وکنایه ی سریال "مرد دوهزار چهره" به ورزشی نویسان است که بدجور واکنش این جماعت رابه دنبال داشته است .مدیری حرفی رازمین انداخته وصاحبانش برداشته اند.
نه تنها من که خیلی ها براین باورند که برنامه های نوروزی امسال بی روح وبی نشاط بودند. مدیران سیما به آمار بالای فیلم های سینمایی پخش شده ازسیما وشاید پخش روزانه سریال جومونگ اشاره کنند وعملکرد خودرا مثبت بشمارند.اما حقیقت این است که سیما نوروز را بیروح برگزار کرد . ترافیک برنامه های پر بیننده نمیتواند الزاما نشاط آورباشد. حتی طنز" مرد دو هزار چهره " نیز نتوانست فضای شادی راخلق کند.نه برنامه های لحظه تحویل ونه برنامه های طول ایام عید خالی ازحال وهوای نوروز بود.قطعا کارگزاران وبرنامه سازان سیما بلدند که چگونه برنامه های شاداب ودرحال وهوای عید نوروز بسازندواگر اراده ای بر ساختن چنین برنامه هایی بود قطعا توان ساخت برنامه های شایسته ای بود . باید دیدکه چنین رویکردی از کجانشات گرفته است.معلوم نیست که حذف موسیقی لحظه تحویل سال روی چه تحلیلی صورت گرفته است.گویی که عمدا بخواهند نشاط راازنوروز بگیرند. باین روند نباید مردم راسرزنش کرد اگر بخواهند نشاط نوروزی را پای شبکه های غریبه تجربه کنند.
اردشیرکشاورز آدم معروفی نبود.شایدفقط برخی از ۳۰-۳۵ ساله ها مجموعه عروسکی هادی وهدی رابخاطرداشته باشند وازبین آنها مگرچندتایی به تیتراژ برنامه نگاهی انداخته باشند ونام کاگردان برنامه رابه ذهن سپرده باشند.اما برای من که مدتی کوتاه شاگری شان راکرده ام این نام آشناست . اردشیرکشاورزی معلمی ساده وبی ریا وبی پیرایه بود که دردانشکده صداوسیما درس نمایش عروسکی میداد ودیروز خیر درگذشتش منتشرشد.از خدای بزرگ برای آن بزرگوار علودرجات راآرزو میکنم.
تیم فوتبال ایران برابر عربستان شکست بسیار سنگینی خورد تا ایرانیان ـ هم آن صدهزارنفری که درورزشگاه بودندوهم انانکه ازتلویزیون بازی رادیدند -لحظات تلخی راسپری کنند. اما آنچه جالب بود برخورد دوستان تلویزیونی با این بازی بود.تیم ایران دردقیقه ۵۷ گل زد. ازاین لحظه تا ۱۳ دقیقه ای که عربها گل مساوی رازدند دوربین سیما ۶بار روی چهره رئیس جمهورمحترم رفت وایشان رانشان دادکه پیروز مندانه مشغول تماشای بازی بودند .ازلحظه به ثمررسیدن گل عربستان تااخربازی که چیزی حدود۱۸ دقیقه طول کشید دوربین ها آقای رئیس جمهورراتنها گذاشتند .انگارنه انگار که ایشان درورزشگاه حضوردارند.این رفتاررا نپسندیدم .ایشان رئیس جمهور هستند وهمچنان که درپیروزی ها شریکند شریک شکست هاوناکامی هاهم هستند.چنین رفتاری اعتمادمرم به رئیس جمهورراکمتر میکند.وخدای ناکرده بعضی هافکرمیکنند که ایشان درصحنه های پیروزی حاضر میشوند ودر شکست ها معرکه راخالی میکنند. کارگردان برنامه باید مواخذه شود